مفاهیم ارزشی و اخلاقی نهج البلاغه

38. وفاداری
بی‎گمان وفاداری و صداقت دو همزادند، و من هیچ سپری را بازدارنده‎تر از وفا نمی‎دانم، و هر كه از چگونگی بازگشت (اوضاع) باخبر باشد، هرگز خیانت نمی‎كند. ما در روزگاری به سر می‎بریم كه بیشتر مردم آن بی‎وفایی را زیركی دانند. و نادانان آنان را چاره اندیش خوانند! خداشان كیفر دهد؛ چرا چنین پندارند؟! گاه بود كه مرد آزموده و دانا از چاره كارآگاه است، اما فرمان خدا او را مانع راه است. پس دانای كار چاره را واگذارد، و آنكه پروای دین ندارد فرصت را غنیمت شمارد.[1]
39. همت بلندی
ارزش مرد به اندازه همت اوست، و صداقت وی به اندازه جوانمردی او، دلیری وی هم وزن حمیّتی كه دارد و پارسایی وی همسنگ غیرتی كه آرد.[2]
و نیز فرمود: بردباری و درنگ دو همزادند و هر دو از همت بلند زادند.[3]
40. یاد مرگ سودمندترین یادها
ای بندگان خدا، از عبرت‎های سودمند، پند پذیرید؛ و از نشانه‎های آشكار عبرت گیرید. از آنچه با بیانی رساتان ترسانده‎اند، خود را باز دارید، و از یادآوری‎ها و موعظه‎ها سود بردارید، كه گویی چنگال مرگ بر شما آویخته، و رشته‎های آرزوتان را از هم گسیخته، سختیهای واپسین دم حیات بر شما ریخته و شما را به آبشخوری كه میعادگاه شماست كشیده! و بی‎گمان هر كسی را برانگیزنده و گواهی همراه است، برانگیزنده‎ای كه او را به سوی محشرش راند، و گواهی كه بر كردارش گواهی دهد.[4]
[1] . إنّ الوفاء توأم الصدق. و لاأعلم جنّهً أوقی منه. و لایغدر من علم كیف المرجع. و لقد أصبحنا فی زمان قد اتخذ أكثر أهله الغدر كیساً و نسبهم أهل الجهل فیه إلی حسن الحیله. مالهم قاتلهم الله! قد یری الحوّل القلّب وجه الحیله و دونه مانع من امرالله و نهیه فیدعها رأی عین بعد القدره علیها، و ینتهز فرصتها من لا حریجه له فی الدّین. همان، خ 41.
[2] . قدر الرجل علی قدر همته و صدقه علی قدر مروءته، و شجاعته علی قدر أنفته، و عفته علی قدر غیرته. همان، حكمت 47.
[3] . الحلم و الاناه توأمان ینتجهما علوّ الهمّه. همان، حكمت 460.
[4] . فاتعظوا عباد الله بالعبر النوافع. و اعتبروا بالآی السواطع، و ازدجروا بالنذر البوالغ و انتفعوا بالذكر و المواعظ. فكان قد علقتكم مخالب المنیّه. و انقطعت منكم علائق و الأمنیّه. و دهمتكم مفظعات الأمور و السیاقه إلی الورد المورود، و كلّ نفس معها سائق و شهید سائق یسوقها إلی محشرها وشاهد یشهد علیها بعملها. همان، خ 85.